الشيخ أبو الفتوح الرازي
391
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ ( 1 ) . . . ، هاتفى ديگر آواز داد : مات النّبىّ و قتل علىّ بن ابي طالب الان تضعضع ركن الاسلام . حسن على ( 2 ) گفت : صبر نداشتم تا در خانه باز كردم ( 3 ) ، امير المؤمنين از دنيا مفارقت كرده بود . در تجهيز او گرفتم و انفاذ وصيّت او چنان كه فرموده بود . و سرير او بر گرفتم مؤخّرهء آن و مقدّمهء [ 250 - ر ] آن از جاى برخاست ، و او را به غرىّ دفن كرديم و باز گشتيم ( 4 ) ، و اثر گور ناپيدا كرديم به وصيّت او . چون باز گشتم ، جماعتى مىآمدند بر پى ما ( 5 ) . گفتند : چه كردى ؟ گفتيم : دفن كرديم ، و آنچه ديده بوديم حكايت كرديم . برفتند و آن جايگاه باز كردند چيزى نديدند . از باقر - عليه السّلام - پرسيدند كه : امير المؤمنين را كجا دفن كردند ؟ گفت : به ناحية الغرىّ ، و پيش از صبح دفن كردند او را ، و دفن او حسن و حسين و محمّد حنفيّه و عبد اللَّه جعفر كردند . و حسن على را پرسيدند كه : امير المؤمنين را كجا دفن كردى ( 6 ) ؟ گفت : به ره مسجد اشعث بيرون برديم و به ظهر الغرىّ دفن كرديم او را . عبد اللَّه بن حازم گفت : با رشيد - يعنى ( 7 ) هارون - به صيد رفتيم به جانب غرىّ ، گلَّهاى آهو ديديم . سگان را و چرغان را ( 8 ) برگماشتيم . اين آهوان برفتند ( 9 ) بر پشتهاى شدند و بايستادند . سگان و چرغان چون آن جا رسيدند بايستادند و باز ماندند و هيچ تعرّض نكردند . آهوان از آن پشته به زير آمدند . دگر باره سگان آهنگ كردند و به دنبال ايشان در افتادند ( 10 ) . دگر باره با آن پشته گريختند ، سگان به جانبى رفتند ( 11 ) و چرغان ( 12 ) ، و هيچ تعرض ( 13 ) نكردند . همچنين چند بار هر گه كه آن آهوان از آن جا
--> ( 1 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 . ( 2 ) . لب : حسين على . ( 3 ) . آج ، لب : خانه بگشادم . ( 4 ) . آط : دفن كردم و باز گشتم ، آج ، لب : دفن گرفتم و باز گشتم . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ما را . ( 6 ) . آب ، مش : كرديد / كردى ، كا : كرديم . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا با . ( 8 ) . آط : چرغ و باز ، كا : بازان را . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش و . ( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : كردند و سر به دنبال ايشان در نهادند . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : گريختند . ( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش به جانبى . ( 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب : تعرّضى .